آنچه مسلم است ؛ علت این فاجعه های زیست محیطی را نمی توان قهر طبیعت نامید ، چرا که اگر اینطور بود باید این عرب های سوسمارخور وضعیتی بدتر از ما می داشتند .
اینجانب تمام این مشکلات زیست محیطی را که در مطالب قبلی نیز بدان اشاره کرده ام ، بی اعتنایی به مسائل زیست محیطی و عدم مدیریت جامع و صحیح بر منابع مالی و طبیعی می دانم . واقعاً وقتی که تصاویری از نابودی طبیعت زیبای وطن ام را می بینم ، نمی توانم احساسات خود را مخفی نگه دارم . چه بر سر این سرزمین که مهد علم و تمدن و زیبایی و دارای منابع سرشار و بزرگ زیر زمینی و سرزمین چهار فصل بود ، آمد .
در نیایش های داریوش به درگاه خدا آمده است : خدایا کشور ایران را از قحطی ، خشکسالی و دروغ محفوظ بدار . حتماً این سه عامل یعنی خشکسالی ، دروغ و قحطی خیلی مهم بوده است و ما با بی اعتنایی از کنار آنها گذشته ایم . مورد دروغ نزد ایرانیان بسیارنکوهش شده بوده و از یک زمان خاص که در واقع نقطه آغازین آن بوده ، کراهت و زشتی دروغ از بین رفته و از این زمان خاص هم ، گرد نحسی و بدبختی را سر مردم ایران ریخته شده است .
توجه تان را به تصاویری از زاینده رود که توسط دوست عزیزم آقای شفیق برایم ارسال شده ، جلب می کنم . بازهم دعا می کنم که خدایا خودت بر ما رحم کن .

















نظرات شما عزیزان:
|